بو
کشیدم بوی
واکسن بوی آش
از تنت آید مشامم ای داداش
یاد آن روز کذایی آمدش
یاد آن دژبان و قد و قامتش
یاد اول شب ، کلاغ پر ، لوبیا
این کجاست من آمدم بابا بیا
یک بدو و دو بایست و سه بشین
ای خدا حقم نبود میدان مین
گشت شب افسر نگهبان و تفنگ
حفظ میهن با دلی همچون پلنگ
ایست در شب ، رمز شب از یاد رفت
هر چه تشویقی بود بر باد رفت
پست و پست و هفته ها آفتاب رفت
کل آزادی دو سال در خواب رفت
در یگان تسبیح و چوبخط میکشی
اربده ، توپ و تشر را میچشی
بسلامتی همه سربازا که منم یکیشون هستم
برچسب:
نویسنده: الینا جعفرینژاد
تاريخ: پنجشنبه
2 آبان
1398 ساعت: 19:36